<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>......:::::: هوای ابری ::::::......</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/</link>
<description>Words are falling down.I see.He is going to come</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 16 Aug 2009 10:10:15 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فراموشی</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;a href=&quot;http://baadbaadak.com/1388/05/25/post-409/&quot;&gt;&lt;strong&gt;عطر حضور...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;


						&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بعد
از عروسی و هم‌خونه شدن روابطمون با هم خوب بود. خوب که نه عالی بود. فراز
و نشیب داشت. بالا و پایین داشت. قهر و آشتی هم داشت. اما در مجموع عالی
بود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ولی
هیچ‌وقت مثل اون روزای اول نشد. هیچ‌وقت نتونستیم برگردیم به روزای قبل از
عقدمون. قبول که یواشکی بودن هیجان انگیزه. قبول که شناختن یه نفر که هیچ
شناختی ازش نداری هیجان داره. ولی منظورم هیجان نیست. منظورم یه حس عمیقه
که اون اولا بود و یواش یواش کمرنگ شد و بعد عروسی کلا محو شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;محو شد تا دیروز. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دیروز
روز خاصی نبود. مثل همه‌ی روزهای دیگه از شرکت که برگشتیم  یه کمی جمع و
جور کردیم و یه استراحت کوتاه. کنار متین خوابیده بودم روی تخت و با هم
حرف می‌زدیم. همزمان داشتم به این فکر می‌کردم که شام چی درست کنم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;داشتم فکر می‌کردم که یکی توی ذهنم، سرم داد زد: &quot;بسه دیگه! یک کمی هم اینجا باش&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;راست
می‌گفت. روی تخت دراز کشیده بودم اما در حقیقت توی آشپزخونه بودم و داشتم
توی فریزر دنبال یه چیزی می‌گشتم که واسه شام درستش کنم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به حرفش گوش دادم. تصمیم گرفتم شام درست نکنم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;زل زدم به متین و کلماتش رو دنبال کردم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;که باز یکی توی ذهنم داد زد: &quot;اینجا، اینجا باش&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;راست می‌گفت. روی تخت دراز کشیده بودم. اما در حقیقت رفته بودم و داشتم هال رو جمع و جور می‌کردم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به حرفش گوش دادم. سعی کردم برگردم کنار متین.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یهو
حس کردم بعد از مدتها دوباره دارم می‌بینمش. حس کردم بعد مدتها دارم صداش
رو می‌شنوم. حس کردم بعد از مدتها دارم لذت حضورش رو می‌چشم. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یهو حس کردم گمشده‌ام رو پیدا کردم. همون حس عمیقی رو که از بعد عقد گمش کرده بودم. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حس حضور توی حال! نه گذشته و نه آینده...&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 10:10:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر بي بازگشت به مريخ </title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;h1&gt;&lt;p&gt;سفر بي بازگشت به مريخ!&lt;/p&gt;&lt;/h1&gt;&lt;p&gt;آقاي «باز آلدرين»، دومين مردي
که در ماه فرود آمد و يکي از حاميان خسته ناپذير کشفيات فضايي، مي گويد :
به باور من اولين کاشفان مريخ بايد براي هميشه همانجا بمانند. درست همانند
اروپايي هاي که امريکا را کشف نمودند، يک گروه کوچک از کاشفان سيارات بايد
روزي در مريخ فرود آيند، همانجا خانه بسازند، زندگي کنند و در نهايت
همانجا بميرند. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;GImg&quot;&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; alt=&quot;سفر بي بازگشت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/08/79226391821462165713615729146150219161219.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;ولي
ساختن مسکن در سطح مريخ کار ساده اي نيست. اولاً به دليل اينکه جو مريخ،
100 مرتبه نازک يا رقيق تر از جو زمين است و دوماً اين سياره ميدان
مغناطيسي مناسبي ندارد تا در برابر هجوم نابود کننده تابش هاي خورشيدي
بتواند حفاظت کند. اما مريخ در مقايسه با هر گزينه ديگر در منظومه شمسي،
به عنوان يک مکان يا جهان قابل زيست، توانايي هاي خوبي را به ما پيشکش مي
کند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;40 سال بعد از فرود آلدرين بر سطح ماه،  مي توان نا اميدي او
را به علت اينکه فعلاً هيچ برنامه براي ترک مدار زمين توسط انسان وجود
ندارد، درک کرد. شايد يک تلاش پيشگام به سوي مريخ بتواند اين نا اميدي را
رفع کند، البته اگر موفق شويم!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هدف از فرستادن يک مأموريت سرنشين
دار به مريخ هميشه مورد بحث و گفتگو بوده. يعني کي را بايد فرستاد!؟ اين
مأموريت چقدر به طول مي انجامد؟ آيا فرستادن يک انسان گزينه مناسبي است؟
آيا واقعاً به خرج کردن پول و زمان اش مي ارزد؟ اما چه بخواهيد يا نه،
انسان هميشه براي سر زدن به بيرون از زمين جسارت کامل را داشته و دارد (
چه اراده سياسي يا منابع مالي موجود باشد يا نه، ولي قصه ما چيز ديگري
است.) &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;GeneralSooTitr&quot;&gt;&lt;div class=&quot;SooTitrContent&quot;&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt; کاشفان مريخ بايد براي هميشه همانجا بمانند!!  &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;GImg&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;تصويري خيالي از حضور انسان در مريخ&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/08/2444595179196181609162112140150458350105.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;اين
کار را چگونه بايد انجام داد؟ درباره اکتشافات بعدي مريخ گمانه زني هاي
زيادي انجام شده و ما در حال برداشتن اولين گامهاي کودکانه به سوي هدف
نهايي يعني يک مأموريت سرنشين دار هستيم. &lt;a href=&quot;http://www.tebyan.net/Science_Technology/TechnologyNews/2008/5/28/67384.html&quot;&gt;مريخ نورد فونيکس &lt;/a&gt;که به مثابه يک &quot;مأموريت ديده باني&quot; نام گذاري شده، قصد دارد تا به برنامه ريزي مهاجرت هاي بعدي کمک کند، يعني سفينه هايي مانند &lt;a href=&quot;http://www.tebyan.net/Science_Technology/Astronomy/Planetary_Science/2008/6/2/67789.html&quot;&gt;مدار گرد اکتشافي مريخ &lt;/a&gt;(
اشاره ما به اسم اين مأموريت است، زيرا قبل از فرستادن نيرو، اول يک محل
بايد درست بررسي شود). اين مدار گرد، يک طيف سنج منسجم تصوير بردار
اکتشافي براي مريخ دارد و هدف اوليه آن يافتن بقاياي مواد معدني در سطح
مريخ است که شايد بتواند به درد فرود سفينه هاي سرنشين دار بخورد. هر
مأموريتي که به مريخ فرستاده مي شود، داراي وظايفي است که به برنامه ريزي
هاي آينده حضور انسان در سياره سرخ کمک مي کند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آقاي باز
آلدرين تجربيات خود در برنامه آپولو را در ديدگاه هايش براي سفر انسان به
مريخ شريک مي سازد. از آنجائيکه سفر سرنشين دار به مريخ همانند هر سفر
ديگر مدت 18 ماه به طول مي انجامد، به باور آقاي آلدرين بيشتر احساس مي
شود که گويا سفر يک طرفه خواهد بود. او مي گويد&quot; به همين علت بايد انسان
ها را براي هميشه به آنجا فرستاد. اگر نمي خواهيم اين کار را بکنيم مسئله
طور ديگر است. فکر نمي کنيم بتوانيم يکبار برويم و هزينه لازم براي اين
گونه سفر ها را که بعد از مدتي متوقف مي شود، داشته باشيم.&quot;       &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&quot;اگر
مي خواهيم چند نفر را به مريخ پياده کنيم و از مصونيت کاملشان هم مطمئن
هستيم، آيا لازم است بعد از يک سال يا يک و نيم سال پس از آن همه مشکلات،
آنها را سريعاً بازگردانيم؟&quot; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ناسا و ايسا (سازمان فضايي اروپا) مي
گويند که در حال برنامه ريزي يک سفر در سالهاي 2030 تا 2040 به مريخ
هستند. اما نظر فعلي، فرستادن يک گروه کوچک کاوشگران (احتمالأ شش نفر) به
مريخ است. آيا قبل از فرستادن آنها، تمام سيستم هاي حمايتي حيات و ملزومات
آنها در سطح مريخ فرستاده شده يا نه. بعد از اينکه يک پايگاه در آنجا
مستقر شد، آنگاه مي توان گروه هاي بيشتري را به دنبال اين گروه کوچک
فرستاد. اولين گروه مهاجرين عملياتي احتمالأ 30 نفر خواهند بود. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;GImg&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/08/88195723890153635711761751493712719752.jpg&quot;&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; alt=&quot;تصويري خيالي از حضور انسان در مريخ&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/08/228240411297123233135442301542221781004.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;اما
لازم است تا اين مهاجرين افرادي خاص باشند. به گفته آلدرين &quot; لازم است تا
اين افراد با اين آمادگي ذهني به آنجا فرستاده شوند که در واقع اولين
ساکنين مريخ خواهند بود و بعد از يک دو سال نبايد به خانه باز گردند. اما
مقصد من اين نيست که هرگز به زمين برنگردند، بلکه يک يا دو سال فرصت ما را
ضعيف مي سازد و شايد هم زماني امکان باز گشت باشد. (بستگي به پيشرفت هاي
فني دارد).  مثلأ در 30 سالگي به آنها فرصت داده شود و اگر قبول کردند، مي
توانيم آنها را آموزش دهيم و در سن 35 سالگي به مريخ بفرستيم. در 65 سالگي
بازنشسته شوند و شايد روزي امکانات فني پيشرفته داشتيم، آنگاه مي توانيم
اين افراد را به زمين باز گردانيم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;خيلي ها مي گويند که فرستادن
انسان به مريخ &quot; به باد دادن پول&quot; است. بعد از اين همه خطر و هزينه هاي
سنگين براي فرستادن انسان، چرا نبايد روبوت و مريخ نورد ها را براي همان
کار ها فرستاد. اما آقاي آلدرين با اين نظر مخالف است و مي گويد که فرود
آوردن انسان به مريخ نتايج موثرتري مي دهد و مي توان بر اساس آن تصميم
بهتري گرفت. روبوت ها فقط مي توانند اطلاعات ذخيره کنند. ما مي توانيم
بهترين دستگاه ها را روي پيشرفته ترين روبوت ها نصب نماييم، اما هيچ چيزي
نمي تواند جايگزين تجربيات و مهارت هاي انسان گردد. يک انسان در مقايسه با
هر نوع روبوت قابل کنترل از راه دور، مي تواند به مراتب بيشتر تحقيقات
انجام دهد و نتايج بهتر بدست بياورد. حتي اگر واقعاً نشانه حيات در سطح
مريخ وجود دارد، يک انسان مي تواند زود تر از يک روبوت آن را کشف کند. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;GImg&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;تصويري خيالي از حضور انسان در مريخ&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/08/251178234641318811355398140491241015795.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;حالا
باز مي پرسيد که چرا بايد انسان را به مريخ فرستاد؟ من مي گويم بخاطر
انجام &quot;فعاليت هاي ابتکار آميز، جديد و پيشگام&quot;. نگذاريم که سفر انسان به
تعويق بافتد و ما باز نا اميد شويم. روي هم رفته، ايستگاه فضايي بين
المللي هم نمي تواند تمام توقعات ما را برآورده بسازد و آخرين سفر انسان
هم به ماه در سال 1972 بود... قبل از اينکه خود را يک موجود فضايي دور
افتاده فکر کنيم، شايد زمان آن رسيده که بايد گام هاي مهمي را به سوي مريخ
برداريم.    &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;h2&gt;&lt;p&gt;منبع:&lt;/p&gt;&lt;/h2&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.universtoday.com&quot;&gt;www.universtoday.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;h2&gt;&lt;p&gt;به نقل از:&lt;/p&gt;&lt;/h2&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.kabulsky.com/&quot;&gt;http://www.kabulsky.com/&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 11 Nov 2008 13:35:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شاید به روز تر.....</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>سلام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها یک جمله:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید من بعد به روز تر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ممنون&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 09 Sep 2008 00:02:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر به مريخ!!!!!!!!!</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>
&lt;span lang=&quot;en-us&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; border=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; style=&quot;width: 281px; height: 198px;&quot; src=&quot;http://www.aerospaceusr.ir/astronomyusr/Photo1/mars1.JPG&quot; /&gt;به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان
ايران(ايسنا)، سولفيد هيدروژن (همان گاز ايجاد شده در تخم مرغ گنديده)
موش‌ها را در حالتي شبيه خواب زمستاني فرو مي برد بدون آنكه به اندام‌اي
حياتي آنها كه با اكسيژن سروكار دارند گرسنگي دهد. شايد بتوان با استفاده
از اين گاز به عنوان داروي مسكن چنين حالتي را در فضانوردان ايجاد كرد تا
طي سفر سه ساله خود به مريخ آرام باشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حمل مواد غذائي، اكسيژن
و پاك كنندگي دي اكسيد كربن كه باعث زنده ماندن فضانوردان در فضا مي شوند
و همچنين دفع ضايعات انساني، مستلزم هزينه هاي بسيار بالائي است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دكتر
وارن زاپل، سرپرست بخش بيهوشي بيمارستان عمومي ماساچوست وابسته به دانشگاه
هاروارد مي‌گويد:« در صورتي كه بتوان اين مواد و ضايعات را از فضاپيما حذف
كرد سفر تميزتري براي فضانوردان فراهم مي شود. يكي از گزينه ها سرد كردن
كابين خدمه است؛ اما حرارتهاي كمتر از 30 درجه سانتي‌گراد باعث اخلال در
آهنگ ضربان قلب مي شود.» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك احتمال ديگر اين است كه فضانوردان
گاز سولفيد هيدروژن را تنفس كنند. اين گاز هماني است كه توسط تخم مرغ
گنديده و گاز مرداب توليد مي شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش زاپل و همكاران وي نشان
مي دهد كه چگونه اين گاز سوخت و ساز (متابوليسم) بدن موش ر كند مي‌كند
بدون آنكه جريان خون به مغز را قطع كند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع : ايسنا&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 05:13:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام بر حسين (ع)</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>
&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;ايام سوگواري سالار شهيدان &lt;strong&gt;حضرت امام حسين(ع)&lt;/strong&gt; را بر تمام مسلمين جهان تسليت مي گوييم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سلام بر حسين (ع)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگي است&lt;br /&gt;ماه عشق و شور و فرياد است&lt;br /&gt;ماه سرافرازي بر فراز نيزه هاست&lt;br /&gt;ماه آميختن با خون و آميختن عشق است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://partgah.rbcmail.ru/Emam%20Hossein/Emam-Hosin-Large.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;http://partgah.rbcmail.ru/Emam%20Hossein/Emam-Hosin-Small.jpg&quot; src=&quot;http://partgah.rbcmail.ru/Emam%20Hossein/Emam-Hosin-Small.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
روزها رازهايي در سينه دارند كه تقديم روشن بينان مي
شود. آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به
خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها  از حادثه ها عبرت مي
آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر
نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان
خردمندي است. عاشورا، دهم ماه محرم، روز پيروزي خون بر شمشير است. غلبه
فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزی و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود
نديدند و از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، در حالي كه نمي
دانستند با خود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله
خويش كوس رسوايي خود را بر كوي و برزن مي زنند. امروز، تاريخ پيروزي حسين
بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون
شكوفا شد و آرمانهاي والاي او را با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه
كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حماسه‌ي عاشورا سرفصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهي و نشان
آفرينش عزت و اقتدار و آرمان گرايي بزرگ زناني است كه حيات اسلام ناب
محمدي (ص) و آزادگي و آزادي را امداد جاودانه پايمردي و استقامت خود ساخته
اند، نهضت حسيني و انقلاب فياض و جوشان عاشورا يك بعثت بدون وحي و شكفتن
گلبانگ توحيد در چكاچك شمشير بر بلنداي سر نيزه هاست، ‌كربلا عرصه انفجار
نور و ظهور حماسه از يك سو و تبلور قساوت و حد اعلاي فاجعه از طرف ديگر
است و نينوا سرزميني بي مانند براي نمايش تمامي عشق بر پرده هستي است،‌
واضح است كه دايره آفرينش را بي كربلا وجودي نيست منظومه معارف عارفان و
سير سالكان الي الله و جهاد مجاهدين في الله و مجاهده عالمان في سبيل الله
را بي حسين (ع) و زينب در باغ خاطر نمي توان گذراند. به راستي اگر معمار
ازل در خزانه خارج از وصف آفرينش، گوهري چون حسين (ع) و مرواريدي چون زينب
(س) نداشت، كار كدامين نبي به كمال مي رسيد و راه كدامين رسول به نهايت
پيوند مي خورد؟ حسين و عاشورا و زينب ناموس دهر و باعث بقاي هستي و تداوم
راه پاكان و صالحان براي هميشه تاريخ بشر هستند، از پيامبران اولوالعزم تا
مردمان عادي همه در جستجو و رهپوي مردان و زنان روزگار و سرزميني هستند كه
پرچم هدايتشان در دستهاي استوار زينب (س) و نهال آرزويشان در چشمه سار
هميشه جوشان حسين (ع) استقرار يافته و نور خود را در چهره‌ي گلگون عاشورا
به نظاره مي نشينند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عاشوراي حسيني بر شيفتگان خاندان عصمت و طهارت تسليت باد.&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 19 Jan 2008 09:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماده و ضد ماده</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;ضد ماده&quot; hspace=0 src=&quot;http://i1.tinypic.com/72k34ag.jpg&quot; align=left border=0&gt;ضد ماده يا پاد ماده فقط دركتاب هاي علمي تخيلي نيست كه نقش بزرگي را به عهده دارد بلكه واقعاً وجوددارد براي تمام ذرات پاد ذره يافت شده است . ضد الكترونها كه&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;پوزيترون نيز ناميده مي شوند مانند الكترونها ي معمولي منفي نيستند ،بلكه داراي بار مثبت هستند ولي جرم آنها برابر با جرم الكترونهاست ضد پروتونها داراي بار منفي هستند ماده و ضد ماده نمي توانند يكديگر را تحمل نمايند مثلا هر گاه يك الكترون با يك ضد الكترون برخوردكند هر دو متقابلاَ يكديگر را منهدم ميكنند و به انرژي يا به عبارت دقيق تر به دو ذره تشعشي بدون جرم يا به 2كوانت تبديل مي شوند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;منبع :&lt;A href=&quot;http://www.knowclub.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;از فیزیک بیشتر بدانیم&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN id=more-81&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Dec 2007 11:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رآکتور یو وی</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;به نسل جدیدی از رآکتورها که در آنها اشعه فرابنفش برای انجام و یا تسریع واکنش ها به کار برده میشود, رآکتورهای یو وی گفته میشود. این رآکتورها بیشتر از آنکه برای تولید مواد به کار روند ؛ برای تخریب مواد و شکستن پیوندها به کار میروند. پیوندهایی که به طرق معمول قابل شکستن نیستند را میتوان به همراه کاتالزگر های مناسب و اشعه فرابنفش شکست. فعلا از این روش برای تصفیه ابها به صورت محدود استفاده میشود. این رآکتورها قادرند ترکیبات بسیار پایا مانند DDT و باقی ترکیبات شیمیایی ساخت بشر را تجزیه کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این گونه رآکتورها هنوز در مراحل آزمایشی به کار میروند و تلاشهای گسترده ای برای صنعتی کردن آن در جریان است. رآکتورهای یو وی ؛ امید تازه ای برای تجزیه پلاستیک ها و دیگر مواد پایا را بوجود آورده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.irche.com/article/images/uv1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.irche.com/article/images/uv2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Oct 2007 04:16:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطب نما</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;ولادت پیامبر اکرم مبادک باد &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT face=Tahoma color=#000033 size=2&gt;&lt;FONT color=#006699&gt;&lt;B&gt;طرز كار قطب نما&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عقربه قطب نما هنگام باز نمودن درب آن ، آزاد شده و حول محور خود مي‌چرخد و سپس به علت نيروي مغناطيسي كره زمين هميشه در يك جهت معين كه همان قطب شمال مغناطيسي است مي‌استد و آن را به ما نشان مي‌دهد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عقربه مذكور هيچگاه اشتباه نمي‌كند مگر آنكه در نزديكي اشياي آهني يا فولادي و يا كابلي قرار گرفته باشد . بنابراين ، هنگام استفاده از قطب نما بايستي مطمئن شويم كه از اشياي انحراف دهنده آن ، بطور كلي دور است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#006699&gt;&lt;B&gt;كاربردهاي قطب نما&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به كمك قطب نما مي‌توانيم گراي مغناطيسي كليه امتدادهاي مورد نظر را اندازه گرفته و با در دست داشتن گراي مغناطيسي يك امتداد ، جهت يابي بكنيم . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در كشتي ها و هواپيماها براي جهت يابي از آن استفاده مي‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در صنايع نظامي كاربرد وسيعي دارد از جمله ديده‌بان‌ها در مناطق عملياتي به كمك آن جهت يابي مي‌كنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در صنايع مخابرات ، كارهاي پژوهشي و ساختمان قبله نماها به كار برده مي شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#006699&gt;&lt;B&gt;قطب نماي پيشرفته&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قطب نماهاي پيشرفته كه بيشتر در صنايع مخابرات و امور نظامي به كار برده مي‌شوند، مجهز به سلول‌هاي شب نما مي‌باشند كه حتي در تاريكي شب عمل جهت نمايي را صورت دهند. اين نوع قطب نماها در دوربين‌هاي دو چشمي نظامي ، تانك‌ها ، نفربرها و حتي در ساختمان برخي خودروهاي پيشرفته نيز به كار مي رود . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از قطب نماهاي پيشرفته در اندازه گيري طول جغرافيايي و عرض جغرافيايي محل نيز استفاده مي‌كنند كه در نقشه خواني ، پياده سازي عمليات نظامي ، ديده باني در مناطق جنگي و ... نقش تعيين كننده دارند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Aug 2007 00:05:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولادت مولای متقیان مبارک</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#cc3300 size=6&gt;&lt;U&gt;لا فتا الا علی لا سیف الا ذوالفقار&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT color=#cc3300&gt;روز پدر هم مبارک&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Jul 2007 23:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولدت مبارک !!!!!</title>
<link>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>با سلام به تمامی دوستان.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط اومدم که تولد یکی از عزیزانم رو تبریک بگم&amp;nbsp;. کسی که از بچگی در کنارم بوده و هست و آرزو دارم که زیر سایه ی پدر و مادر سالهای سال با خوبی و خوشی&amp;nbsp;زندگی کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خواهرم تولدت مبارک &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Jul 2007 05:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hossein-moradi&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>hossein-moradi</dc:creator>
<guid>http://hossein-moradi.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
